مشکین - صفحه 5 از 2310 - اخبار جدید ایران و جهان

شناسایی هویت افراد از روی حرکات درون چشم

این حرکات جزئی درون چشم در هر فردی در گذر زمان ثابت مانده و مستقل از شیوه نگاه کردن افراد به محیط اطراف است.به بیان دیگر، افراد الگوهای کاملاً متفاوتی برای تکان دادن چشم‌هایشان دارند و این الگوهای منحصر به فرد برای شناسایی هویت افراد مؤثر است.پژوهشگران دانشگاه پستدام در آلمان به تازگی یک سیستم شناسایی بیومتریک منحصر به فرد طراحی کرده اند که با شناسایی و پردازش حرکات جزئی درون چشم هر فرد می‌تواند هویت وی را شناسایی کند. بررسی این موضوع به ابداع یک الگوریتم هوش مصنوعی تازه به نام DeepEyedentification منجر شده که قادر به ردگیری حرکات درون چشم افراد است.

مهم‌ترین مزیت این روش دقت آن در مقایسه با دیگر روش‌های شناسایی هویت است. از سوی دیگر استفاده از روش یادشده به مدت زمان زیادی نیاز ندارد. این در حالی است که شناسایی قطعی هویت افراد از طریق برخی روش‌های مشابه مبتنی بر بررسی چشم گاهی به یک دقیقه زمان نیاز دارد.در روش یادشده از هر حرکت چشم در ثانیه تا هزار فریم عکس گرفته می‌شود و سپس این عکس‌ها با یکدیگر مقایسه شده و مورد بررسی قرار می‌گیرند. میزان خطای این مدل ۱۰ برابر کمتر از نمونه‌های مشابه اعلام شده و برای شناسایی هر فرد از طریق آن به تنها ۱۰۰ ثانیه ضبط حرکات چشم وی در بار اول نیاز است.

ریزش نرخ دلار در کانال ۱۱هزار تومان

گروه اقتصادی: بازار ارز امروز هم با شیب نزولی کار خود را آغاز کرد و در اولین معاملات ارزی خود کاهش ۲۵۰ تومانی در قیمت دلار و یورو را رغم زد.

مشاهدات عینی از بازار ارز نشان می‌دهد که بازار ارز بازهم در شیب نزول قیمت قرار دارد و این شیب کاهش قیمت تا حدودی منجر به افزایش صفوف در خیابان فردوسی برای فروش ارز شده است.به نظر می‌رسد این روند قرار از ۳۰ میلیون دلار ارز پنهان در منازل را به بازار بازگرداند.براساس بررسی میدانی قیمت دلار با کاهش ۲۵۰ تومانی از روز گذشته از ۱۱ هزار و ۸۰۰ تومان به ۱۱ هزار و ۵۵۰ تومان رسید و همچنین نرخ یورو در بازار آزاد هم با کاهش ۳۵۰ تومانی از قیمت ۱۳ هزار و ۸۰۰ تومان به قیمت ۱۳ هزار تومان و ۳۵۰ تومان رسید.همچنین در ساعت ۱۳.۰۹ روز چهارشنبه ۲۶ تیر ۹۸ خرید و فروش در جریان معاملات امروز بازار ارز شدت کاهشی به خود گرفته است و در نهایت هر دلار ۱۱ هزار و ۳۰۰ تومان و همچنین نرخ یورو ۱۳ هزار و ۲۰۰ تومان داد و ستد می‌شود.پیش بینی‌ها حاکی از آن است که تا پایان هفته نرخ دلار وارد کانال ۱۰ هزار تومانی شود.

استقلال از دو پنجره نقل و انتقالات محروم شد؟!

مهلت باشگاه استقلال برای پرداخت طلب پروپئیچ، دوشنبه، ۲۴ تیر به اتمام رسید ولی دیروز (سه‌شنبه) باشگاه استقلال و امیرحسین فتحی، مدیرعامل این باشگاه اعلام کردند که با وجود اتمام مهلت استقلالی‌ها برای پرداخت طلب ۴۳۰ هزار دلاری پروپئیچ، فیفا موافقت کرده که طلب این بازیکن را از محل درآمدهای استقلال پرداخت می‌کند و به همین خاطر نگرانی‌ای بابت حل این پرونده وجود ندارد.با این حال باتوجه به حکم CAS که به فدراسیون فوتبال ایران، باشگاه استقلال و وکیل پروپئیچ ارسال شده، مدیران آبی‌های پایتخت با تعللی که در پرداخت مطالبات بازیکن اسبق کرواتشان انجام دادند، منجر به محرومیت استقلال از دو پنجره نقل و انتقالاتی شدند. در حکم CAS به صورت کاملاً واضحی اعلام شده که استقلال در صورتی که نتواند در مهلت ۶۰ روزه تعیین شده از سوی فیفا، طلب پروپئیچ را پرداخت کند، از دو پنجره نقل‌وانتقالاتی محروم خواهد شد.

در ماده ۴ حکم CAS آمده است: اگر مبلغ بدهی به طلبکار پرداخت نشود و رسید آن برای کمیته انضباطی فیفا و فدراسیون فوتبال ایران تا زمان معین شده (۶۰ روز بعد از ابلاغ این حکم یعنی ۲۶ اردیبهشت) مشخص نشود، محرومیت از جذب بازیکن جدید چه ایرانی و چه خارجی برای دو پنجره نقل و انتقالات اعمال می‌شود که این محرومیت از روز اول پنجره نقل و انتقالات بعدی اعمال می‌شود. در صورتی که تاریخ این مهلت به پایان برسد محرومیت از جذب بازیکن در سطح داخلی و بین‌المللی از طرف فدراسیون فوتبال ایران و فیفا اعمال می‌شود، بدون تصمیم رسمی دیگر یا ابلاغ دیگری از طرف کمیته انضباطی فیفا یا دبیرکل آن. این محرومیت شامل تمام رده‌های سنی باشگاه از بزرگسالان تا نونهالان می‌شود.همچنین در ماده ۵ و ۶ آمده است: اگر باشگاه بدهکار (استقلال) همچنان نتواند بدهی‌اش را به طلبکار پرداخت کند دو پنجره نقل‌و انتقالاتی دیگر محروم می‌شود و در صورت دوباره در پرداخت بدهی‌اش قسور کند به یک دسته پایین‌تر سقوط کند.در ادامه در بند ۷ اعلام شده است: فدراسیون فوتبال ایران موظف است که این محرومیت را به اطلاع فیفا برساند که محرومیت از جذب بازیکن به صورت کامل اجرا شده است. در غیر این صورت فیفا می‌تواند محرومیت‌های لازم علیه کشور ایران را لحاظ کند که منجر به تعلیق و حذف از رقابت‌های فیفا شود.

نازنین زاغری به بخش روانپزشکی منتقل شد؟!

گروه سیاسی: یورو نیوز در خبری مدعی شد: نازنین زاغری شهروند ایرانی-بریتانیایی به بخش روان‌پزشکی بیمارستان امام خمینی در مرکز تهران منتقل شده است.هنوز صحت این خبر تائید و یا تکذیب نشده است.نازنین زاغری ماه گذشته دست به اعتصاب غذا زده بود. همزمان ریچارد رتکلیف همسر او نیز در لندن و در برابر سفارت ایران دست به اعتصاب غذا زد. این اعتصاب غذا بعد از ۱۵ روز پایان یافت.نازنین زاغری که در سال 2016 در تهران بازداشت شده بود، به اتهامات امنیتی به پنج سال حبس محکوم شده است.

علیرضا دبیر رئیس فدراسیون کشتی شد

مجمع انتخاباتی ریاست فدراسیون کشتی از ساعت 10 صبح امروز با حضور ٧ نامزد و با ریاست محمدرضا داورزنی، معاون وزیر ورزش آغاز شد.1.سید اصغر آزوره، 2‌.جاسم امیری، 3.حمید بنی تمیم، 4.علی اکبر جیره سرایی بازار کرد، 5.محمدرضا صالحی، 6.عبدالمهدی نصیرزاده، 7. علیرضا دبیر کاندیداهای فدراسیون کشتی بودند.جیره سرایی و جاسم امیری از انتخابات انصراف داد و محمدرضا صالحی نیز در مجمع حاضر نشده بود.درحالیکه خبرنگاران زیادی از رسانه‌های گروهی برای پوشش خبری این مجمع خبرساز در آکادمی حاضر شده بودند، ٢٥ دقیقه بعد از شروع مجمع خبرنگاران اجازه ورود به مجمع را پیدا کردند که در این هنگام آزوره و جاشم امیری برنامه‌های‌شان را اعلام کرده بودند.حمید بنی‌تمیم سومین نامزدی بود که برای اعضای مجمع صحبت کرد و ابتدا در مورد سوابق مدیریتی‌اش توضیحاتی ارائه کرد. وی گفت: ١٤ سال هست که کار اجرایی انجام می‌دهم. از زمانی که ٣٢ کیلو بودم کشتی را آغاز کردم. عناوین آنچنانی ندارم و در مدت فعالیتم در فدراسیون کشتی عناوین زیادی کسب شد.

وی همچنین در مورد امور مالی فدراسیون در این مدت گفت: ١١ میلیارد گردش مالی داشتیم که بخشی از آن به صورت مازاد از وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک و بیش از هفت میلیارد از اسپانسر و بخش خصوصی تامین شد.بنی‌تمیم در پایان صحبت‌هایش یادآور شد که این توانایی را دارد تا بین خانواده کشتی آشتی برقرار کند.همچنین علیرضا دبیر یکی دیگر از کاندیداها در مجمع گفت: من به زبان کشتی‌گیری حرف می‌‌زنم. کاش امیرخادم و جدیدی هم بودند‌. آنها بزرگ هستند اجازه بدهید آنها هم باشند. همه بچه‌های نظام هستند و ای کاش بودند. اکثر اعضای مجمع بزرگان من هستند و مربی من بودند. با برخی از آنها قهرماتی رو آغاز کردم و به پایان رساندم.وی تاکید کرد: تیم کارشناسی بسیار قوی داشتیم. فدراسیون‌های آمریکا و روسیه را از نظر برنامه ریزی آنالیز کردیم. همه دوست دارند در ورزش کشتی باشند. ورزش کشتی از فدراسیون کشتی بزرگتر است. در جذب اسپانسر و برند کشتی ضعیف بودیم و صدمات زیادی خوردیم. با یک برنامه دقیق 12 ساله می‌توان قهرمان المپیک شد. المپیک 2020 هم مهم است و باید توجه شود اما نمی‌توان از حالا خود را قهرمان 2020 دانست. برنامه ریزی بلند مدت و میان‌مدت لازم است.

دبیر تصریح کرد: ما در حوزه اقتصادی هم با چالش مواجه هستیم. رسول خادم و امیر خادم برای من قابل احترام است و باید مثل دیگر بزرگان مقابل آنها از جا بلند شوم. خواهش می‌کنم حاشیه سازی نکنید. اینکه می‌گویند من این بانک و آن بانک را می‌آورم درست نیست. کشتی درآمد پایدار می‌خواهد. من در مدیریت شهری هم‌چنین تجربه ای دارم. کشتی به درآمد پایدار نیاز دارد. نکته بعدی کاهش نسل کشتی گیر است. سال 76 که در کنار دوستان بودم یک‌میلیون کشتی گیر فعال داشتیم اما الان با 80 میلیون جمعیت در ایران آمار بسیار پایین است. من برخلاف مدیریت قبلی فدراسیون 90 درصد نیرو را در هیئت استانها در نظر خواهم گرفت و جلسات را برگزار می‌کنم. من مدیریت عملیاتی را در دستور کار دارم. اردوی تیم ملی جای آمادگی است و باشگاه جای سازندگی.

ما از طریق انستیتو مدیریت می‌کنیم و نمی‌توان همه چیز را به مربی تیم ملی سپرد. من در فدراسیون نمی‌نشینم و دستور بدهم بلکه خودم و تیمم به استان‌ها می‌رویم و به امور رسیدگی می‌کنیم.عبدالمهدی نصیرزاده نیز بعد از علیرضا دبیر، برخلاف نامزدهای قبلی، بدون پاورپوینت برنامه‌هایش را ارائه کرد و تاکید داشت هیچوقت بودجه کشتی با تعداد مدال‌هایش همخوانی نداشته است. وی نداشتن پشتوانه و عدم توزیع عادلانه بودجه را مشکل کشتی دانست.در مجمع 43 نفر حضور دارند و رئیس آینده فدراسیون کشتی با 22 راس سکاندار کشتی خواهد بود.در دور اول انتخابات علیرضا دبیر 18 رای، نصیرزاده 12 و بنی‌تمیم 11 رای کسب کرد و آزوره نیز 2 رای کسب کرد. در نتیجه دبیر و نصیرزاده به دور دوم راه یافتند.انتخابات در دور دوم برگزار شد و در نهایت علیرضا دبیر با 31 رای به عنوان رئیس فدراسیون کشتی انتخاب شد. نصیرزاده نیز رای 12 کسب کرد.

نجفی در دادگاه: اتهام قتل عمد را قبول ندارم

دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد در حالی آغاز شد که پسر میترا استاد در دادگاه حضور دارد.در ابتدای دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد قاضی محمدی کشکولی رئیس دادگاه پیش از اعلام رسمیت جلسه دادگاه در توضیحاتی، اظهار داشت: جلسه دادگاه با مجوز ریاست قوه قضائیه به موجب مقررات قانون آیین دادرسی کیفری علنی است و انتشار مشروح جلسات دادگاه با رعایت محدودیت‌های مندرج در ماده ۳۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری آزاد است.قاضی محمدی کشکولی، گفت: با توجه به اینکه مطالبی در فضای مجازی به روایت از خبرنگاران محترمی که در دادگاه حضور دارند منتشر می شود لازم می دانم مقررات ماده ۳۵۴ و ۳۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری را در خصوص اخلال در نظم دادگاه تذکر دهم.در ادامه جلسه مستشار دادگاه مفاد این دو ماده را قرائت کرد.در این لحظه قاضی کشکولی با اعلام رسمیت جلسه تاکید کرد: پیرو جلسه قبل، جلسه امروز را در وقت مقرر برگزار می شود.وی ادامه داد: محمد علی نجفی، دوتن از وکلای مدافع او و وکلای اولیای دم و همچنین مهیار صفری و نماینده دادستان هم درجلسه حضور دارند.

رئیس دادگاه افزود: کارشناسانی که در صحنه جرم حضور داشتند و همچنین کارشناسان اسلحه و پزشک معاینه جسد در جلسه امروز حضور دارند که در صورت لزوم از آنها اخذ توضیح خواهد شد.قاضی محمدی کشکولی گفت: ورود و خروج افراد از ساعت ۹ صبح تا ساعت ۱۲:۴۰ که آخرین خروج آقای نجفی بوده است پخش خواهد شد. در این مرحله از رسیدگی به پرونده پیرو مطالب قبلی دادگاه احدی از وکلای اولیای دم می‌توانند در جایگاه حضور یابند.در ادامه جلسه حاجی لویی یکی از وکلای مدافع اولیای دم با حضور در جایگاه، گفت: در جلسه قبل شما در رابطه با حواشی که پیش آمده بود تذکر دادید ولی بعد از جلسه موضوع مهدور الدم بودن تیتر روزنامه‌ها شد که حرمت اولیای دم خدشه دار شد و اینجانب به همراهی همکارم بعد از مطالعه پرونده دفاعیات ناجوانمردانه متهم حاضر را دیدیم که جا دارد مواردی را ذکر کنم.وی افزود: این دفاعیات بسیار متعارض بود و به صورت تیتر اول روزنامه‌ها در آمد. اقاریر متهم در پرونده این بود که مقتوله ابتدا وارد زندگی او شده و بعد گفته من اشتباهاً ازدواج کردم. ما می‌دانیم متهم چه هزینه‌هایی کرده تا نظامات را زیر پا بگذارد و ازدواج را ثبت کند. بعد متهم گفته که من طلاقش ندادم و از آنجا که حق طلاق با مرد است می‌توانسته حق و حقوق او را بدهد و بعد متهم گفته که او را کشتم و اشتباه کردم.

وی افزود: آقای نجفی شما وزیر سابق آموزش و پرورش بودید، نوک مداد را نشکسته‌اید که می‌گویید اشتباه کردم؛ شما آدم کشتید. اینجا صحنه سیاست نیست که به راحتی کنار بکشید شما مرتکب قتل عمد شده‌اید. بعد گفتید که او پرستو است و با نهادهای امنیتی در ارتباط است.قاضی کشکولی در این هنگام به وکیل مدافع اولیای دم تذکر داد و گفت: ما مقررات آیین دادرسی کیفری را قرائت کردیم و توقع این است که شما وکلا که حقوقدان هستید دقت کنید و بیان الفاط ناجوانمردانه در شان دادگاه نیست.وکیل مدافع اولیای دم ادامه داد: متهم یکبار گفته می‌خواسته میترا استاد اطلاعات شخصی من را به خبرنگار بدهد، ایشان ۴۰ سال است که در سیاست مملکت است و از ما بهتر می‌داند نهادهای امنیتی کارشان طبقه‌بندی اطلاعات است. مقتوله می‌خواسته با خبرنگار حرف بزند و کار خبرنگار انتشار است. می‌دانیم به خبرنگار چه می‌خواسته بگوید چون انگیزه شخصی در ماهیت ماجرا تأثیری ندارد.وی افزود: بهتر است یکبار برای همیشه متهم اعتراف کند و بگوید مرتکب قتل عمد شده و تقاضای بخشش کند.

قاضی در همین‌جا تذکر داد به جای متهم صحبت نکنید.وکیل میترا استاد گفت: باید حرف اولیای دم را بزنم، پدر و مادرش به دلیل اوضاع بد روحی نتوانستند بیایند و در این مدت یکبار به پسر او سر نزدند و از نظر روحی حال خوبی ندارد. مادر عریان خود را خون‌آلود دیده، به ناحق به مادرش شلیک و او کشته شده است. خانواده متهم حق و حقوق مقتول را مطالبه کرده، ماشین لکسوز وی را فروخته و از طریق افراد خانواده پول‌ها خالی شده است. اجازه می‌دادید پولی می‌رسید تا حداقل مهیار را به روانپزشکی می‌بردند. اتهامات اصالتاً بوده یا وکالتاً. باید در این مورد پاسخ دهد.قاضی کشکولی در این لحظه با اشاره به عدم حضور یکی از وکلای متهم، گفت: مراتب عزل آقای علیزاده طباطبایی دیروز بعدازظهر اعلام شده در نتیجه امروز متهم با دو وکیل ادامه می‌دهد.همچنین قاضی کشکولی اعلام کرد که جهانشاه صفری پدر مهیار صفری نیز به همراه او در دادگاه حاضر است و مهیار خواسته که هیچ عکسی از او گرفته نشود. در همین لحظه از ولی مهیار خواسته شد تا به جایگاه بیاید.

پدر مهیار در جایگاه قرار گرفت، قاضی از او پرسید مهیار چند ساله است، گفت متولد ۱۱ شهریور ۸۲ است. سپس قاضی از مهیار صفری خواست تا در جایگاه حاضر و خود را معرفی کند.او گفت: من متولد ۱۱ شهریور ۸۲ هستم، فرزند جهانشاه صفری، قاضی پرسید تحصیلات شما چقدر است؟ مهیار گفت: سیکل هستم.قاضی پرسید شکایتی دارید، مهیار گفت تقاضای قصاص خون مادرم را دارم.قاضی از مهیار خواست تا مشاهدات خود را از نحوه به قتل رسیدن مادرش بگوید.مهیار گفت: ۹ صبح از خانه خارج شدم و ساعت ۱۲:۱۰ وارد خانه شدم و دیدم دو فرد غریبه در خانه هستند، با کمک آقای آقازاده (راننده نجفی) وارد حمام شدم و مادرم را در آنجا دیدم.قاضی از او پرسید دقیقاً بگویید چه دیده‌اید.مهیار به دلیل شرایط بد روحی نتوانست پاسخ دهد و قاضی گفت ایرادی ندارد، پاسخ ندهید.

چند بار تهدید کرد که با همین اسلحه مادرم را خواهد کشت

وی در پاسخ به سوال رییس دادگاه درباره اختلاف مادرش با متهم نجفی گفت: بله آنها اختلاف داشتند و چند بار تهدید کرد که با همین اسلحه مادرم را خواهد کشت.قاضی کشکولی از او پرسید آیا شما اسلحه را در منزل دیدید که مهیار صفری گفت: خیر. آقای نجفی گفتند که اسلحه را در منزل همسر اولش نگهداری می‌کند.رییس دادگاه درباره اختلاف شب قبل از قتل مادرش با متهم نجفی پرسید که او گفت: بله شب قبل از ساعت ۹ و نیم تا ۲ و نیم شب با هم درگیری داشتند و دایی‌ام مسعود استاد نیز تا ۱۲ شب منزل ما بود.صفری گفت: روز حادثه ساعت ۸ و نیم صبح آقای نجفی مرا با عصبانیت بیدار کرد و گفت به مدرسه بروم.قاضی از او پرسید آقای نجفی در کیفرخواست گفته است که مادرت بارها با شما نیز درگیر شده و چند نوبت شما را از منزل بیرون کرده است که مهیار صفری در پاسخ این موضوع را رد کرد و گفت که همواره با مادرش رابطه خوبی داشته است.مهیار صفری پسر میترا استاد در پاسخ به این سوال که مادرت چند بار با اقای نجفی درگیری داشته است گفت این موضوع به ماه ها پیش بر می‌گردد.پدر مهیار صفری نیز گفت: با توجه به اینکه پسرم تقاضای قصاص دارد ما هم تقاضای قصاص داریم.در ادامه قاضی اتهامات محمدعلی نجفی را به او تفهیم کرد و از او خواست از خود دفاع کند.

اتهام قتل عمد را به هیچ عنوان قبول ندارم

در ادامه جلسه دادگاه نجفی با حضور در جایگاه و پس از معرفی خود در پاسخ به سوال قاضی درباره اینکه آیا اتهامات خود را قبول دارید یا خیر؟ در دفاع از خود گفت: آنچه که اتفاق افتاده را قبول دارم و توضیح می‌دهم اما اتهام قتل عمد را به هیچ عنوان قبول ندارم و دلایل خود را عرض می کنم.وی گفت: خدمت ریاست محترم دادگاه و مستشاران و حضار محترم عرض سلام دارم و تشکر می کنم از این وقتی که به من دادید. در ابتدای سخن می‌گویم از این حادثه دردناک بنده هم بسیار متاثر هستم و مجدداً به خانواده استاد تسلیت عرض می‌کنم.وی افزود: امیدوارم آنچه اینجا می‌گویم موجب روشن تر شدن ماجرا شود تا قضات بتوانند بر اساس شرع و قانون حکم عادلانه ای صادر کنند.

تا حدی خودم را در این قضیه مقصر می‌دانم

متهم تاکید کرد: هدف بنده فقط روشن شدن حقایق است و تا یک حدی خودم را در این قضیه مقصر می‌دانم و امیدوارم خداوند از تقصیر و گناهی که از سوی من به وقوع پیوسته من را مورد رحمت قرار دهد. من در طول عمرم با هیچ خانمی برخورد فیزیکی نداشتم.

می‌گفت عاشق من است، من هم ایشان را دوست داشتم

نجفی افزود: ۶ ماه قبل از حادثه به این نتیجه رسیدم که زندگی مشترک ما با توجه به عمق اختلافات نمی تواند ادامه یابد. پیشنهاد دادم با توافق جدا شویم و حتی گفتم فرصت بدهد دو یا سه ماه تمام مهریه‌اش را می‌دهم اما قبول نکرد و می‌گفت عاشق من است. من هم ایشان را دوست داشتم ولی با این حجم اختلافات ترسم این بود به نفرت تبدیل شود و سعی شد با برخی از ریش سفیدان و افرادی تماس گرفته و ایشان را به طلاق تشویق کنم اما تعهدی در روز عقد داده بودم که خواست از من اختیار طلاق را به ایشان بدهم که ندادم اما در مقابل دو تعهد دادم و گفتم هر وقت خواستی جدا شوی قبول می‌کنم و هر وقت به این نتیجه رسیدم که جدا شویم با توافق شما انجام شود و نمی‌خواستم زیر قولم بزنم.

در طول عمرم با هیچ خانمی برخورد فیزیکی نداشتم

این متهم افزود: یک ماه قبل از حادثه به من گفت حق نداری راجع به طلاق حرف بزنی و ارتباطم بیشتر با برادرش بود که اکنون در جلسه حاضر است اما مرحومه تاکید داشت که نه با من و نه با کس دیگری در مورد طلاق حرف نزنم. یک هفته قبل از حادثه تصمیم گرفتیم به خانه بزرگتری برویم و حتی روز اسباب کشی جر و بحث بالا گرفت و رابطه سرد بود. حتی شب قبل از حادثه برادرش در خانه ما دعوت بود و فهمید رابطه ما سرد است. حتی دید که مطالب دوستانه‌ای بین ما رد و بدل نمی‌شود. پس از رفتن آنها دوباره ناسزاگفتن را شروع کرد و حتی ۴ تا ۵ بار در این مدت برخورد فیزیکی داشتیم، در حالی که در طول عمرم با هیچ خانمی برخورد فیزیکی نداشتم و این اتفاق مرا متاثر و افسرده می‌کرد. سعی کردم جواب ندهم و به بهانه خوابیدن حدود ساعت ۱۱ و نیم شب به اتاق خواب رفتم اما ایشان تا ساعت ۳ نیمه شب نمی‌گذاشت من بخوابم و خشمگین بود و ناسزا می‌گفت. همان حوالی بود که به اتاقش رفت تا بخوابد.

روایت نجفی از روز وقوع قتل

نجفی در مورد روز حادثه گفت: ساعت ۸ صبح بود که بیدار شدم و حدود ۸ و نیم مهیار را بیدار کردم که به مدرسه برود و در طول یکسال سعی کردم وظایف پدری‌ام را انجام دهم. حتی مرحومه جلوی من به خانواده‌اش می‌گفت کارهایی که می‌کند بیشتر و سنگین تر از پدر اصلی‌اش است. ساعت ۹ شده بود که مهیار رفت و ایشان بیدار شد و مجدد ادامه بحث‌های شب قبل را مطرح کرد. خواستم پاسخ ندهم و ساعت ۹ و نیم شده بود که گفت می‌روم به حمام و پس از آن بیرون می‌روم. گفتم کجا؟ گفت خودم می‌دانم. این موضوعی بود که خیلی بین ما بحث شده بود. از آن لحظه به بعد خیلی عصبانی شدم و همه ماجرا دو تا سه دقیقه طول کشید و نفهمیدم چه شد. عصبانیت و خشم مرا فرا گرفت.

اسلحه مجاز بود

نجفی افزود: در مورد نگهداری و غیرمجاز بودن اسلحه بعداً توضیح می‌دهم زیرا مجاز بوده و آنرا تمدید کرده بودم.وی افزود: پشت سر میترا استاد رفتم. فکر کردم از درب حمام تا وان یک متر فاصله است. فکر می‌کردم ایشان در وان است و می‌توانم بنشینم و با او حرف بزنم و قطعی روی طلاق تصمیم بگیرم. پشت سرش وارد شدم. در کمد نیمه باز و اسلحه آنجا بود. آن را برداشتم و بالش را روی آن گذاشتم تا اسلحه را نبیند و نگران نشود. چون یکبار گفته بود بیا و روش استفاده اسلحه را به من یاد بده. وقتی وارد حمام شدم متاسفانه ایشان وارد وان نشده بود و ما سینه به سینه هم شدیم. بالش را کنار زدم تا اسلحه را ببیند و به او بگویم که کارمان به جای باریک می‌کشد اگر با گفت‌وگو مسایل را حل نکنیم اما ایشان وقتی اسلحه را دید نمی‌دانم چه شد که هول شد.

نجفی ادامه داد: ایشان دستشان را روی شانه های من گذاشت، من به عقب رفتم و به این دلیل که دستم روی ماشه بود یک گلوله شلیک شد و بالشت روی زمین افتاد. من سپس دستم را بالا بردم و سپس ایشان دو دستی دست راست مرا گرفتند، من گفتم ول کن و پس از تیر اول ۴ تیر دیگر نیز شلیک شد. من قصد شلیک نداشتم. آخرین تیر که به او برخورد کرد من دیدم ایشان مرا رها کرد و سپس دیگر تیری شلیک نشد. او سپس داخل وان افتاد. من بلافاصله اسلحه را جلوی آینه حمام گذاشتم. شوکه شده بودم. دست گذاشتم دیدم حرکتی ندارد. دیدم که بالای سینه شان سوراخ است. شاید ۴ یا ۵ دقیقه بدون حرکت آنجا ایستاده بودم و حالتی غیرقابل تصور داشتم.نجفی با بیان اینکه قصد کردم خودم را با آن اسلحه تنبیه کنم و بکشم، افزود: دوبار کنار ایشان رفتم و در وان نشستم. بعدها فکر کردم که چرا شلوار و پای من باید خونی باشد. هرچقدر فکر کردم متوجه نشدم. بعد فهمیدم همان دوبار که سمت چپ ایشان نشستم همانجا خونی شده باشد و بعد از چند دقیقه از وان خارج شدم و در اتاق قدم زدم و به بالکن رفتم و فکر کردم که آیا خودم را از آنجا پرت کنم یا نه.وی افزود: به راننده زنگ زدم تا بیاید دو کیف اسناد خصوصی مثل چند موبایل و پاسپورت و شناسنامه و یکسری مدارک پزشکی و قباله ازدواج داشتم و چون نمی‌دانستم چه اتفاقی برایم می‌افتد به راننده گفتم که بیاید تا کیف‌ها را به او بدهم تا به دخترم برساند. مثل اینکه راننده وقتی رسیده بود به من زنگ زده بود و من متوجه نشدم.

عنوان مهدور الدم را بیان نکردم، بازپرس می‌خواست آن را در دهان من بگذارد

نجفی گفت: بنظرم رسید متنی بنویسم و بخشی از داستان زندگی مشترکم با او را بنویسم. به خواست آن مرحوم ۶ ماه ارتباطی با خانواده‌ام نداشتیم. آنچه که نوشتم با عجله بود و بعصی چیزها بصورت غیر دقیق نوشته شد. من در دفاعیاتم عنوان مهدور الدم را بیان نکردم. بازپرس پرونده می‌خواست آن را در دهان من بگذارد و می‌گفت که قبول داشتی که مهدور الدم است که این عنوان اصلاً ان زمان مطرح نبود و بعداً مطرح شد.نجفی ادامه داد: زمانی که راننده آمد به او گفتم کیف را بالابیاور و قصد داشتم که نامه را داخل یکی از آن دو کیف که به او داده بودم بگذارم تا او نتواند نامه را بخواند. بعد به قم و زیارت حضرت معصومه (س) و مزار پدر و مادر رفتم. گفتم به آنجا بروم و تصمیم بگیرم که خود را به پلیس معرفی کنم یا اینکه تصمیم دیگری بگیرم. اسلحه را با خود برده بودم زیرا گفتم اگر بخواهم خود را به پلیس معرفی کنم بهتر است که اسلحه را تحویل دهم. پیش خودم گفتم اگر قرار باشد خودم را سر مزار پدرم بکشم باز هم باید اسلحه همراهم باشد.

وی افزود: من آن موقع کارت حمل سلاح را زیر جعبه داروها در کمد خانه گذاشته بودم و وقتی کارت را دیدم متوجه شدم زمانش تا سال ۹۴ بوده است و من آن موقع بود که این را متوجه شدم در ادامه به ترمینال بیهقی رفتم و با اتوبوس به قم رفتم. پس از اینکه در قم بودم تصمیم گرفتم به تهران بروم. با تاکسی به ترمینال جنوب و سپس به اداره آگاهی مرکزی رفتم. حتی موبایل هم نداشتم و در کیف گذاشته بودم زیرا گفتم اگر بخواهم خودکشی کنم این موبایل بعداً گم نشود.وی افزود: من‌سپس تلفن راننده را گرفتم،، دخترم تلفن را جواب داد و گفتم من به آگاهی می روم و مشکلی نیست. پس از اینکه به آگاهی رفتم یکی دو ساعت درباره مسایل اتفاق افتاده صحبت کردم. رییس آگاهی آمد و سلام و علیک کردند. بعد از افطار لباس بازداشتگاه را پوشیدم و بعضی سوال وجواب‌ها انجام شد و شب به پزشکی قانونی رفتیم.نجفی با اشاره به موضوع قصد قبلی برای انجام قتل، گفت: به هیچ عنوان قصد قتل در ذهن من نبود اما قبول دارم اشتباه کردم که اسلحه را برداشتم و ۵ گلوله شلیک شد. من اگر در فاصله یک متری قصد قتل داشتم و می خواستم او را از بین ببرم یک گلوله کافی بود اما از ۵ گلوله ۴ تا از آن به سقف و دیوار خورده است.

وی افزود: من با اسلحه آشنایی داشتم. زمانی که با شهید چمران در ارتباط بودم و قصد رفتن به لبنان داشتم در کلاس‌هایی در این خصوص شرکت می‌کردم. اینکه ۵ گلوله شلیک شده و ۴ تا به سقف خورده نشان دهنده این است که من با قصد شلیک نکردم بلکه غیرارادی بوده. وقتی او درون وان بود شلیک‌ها متوقف شد اما در برخی رسانه‌ها گفته شده که میترا استاد با ۵ گلوله به قتل رسیده است که ۵ گلوله یعنی هم قتل و هم نفرت و هم غیره هم بوده است.نجفی با بیان اینکه اصابت‌های گلوله نشان دهنده این است که شلیک‌ها بطور مستقیم نبوده است، گفت: در فضای مجازی این مطالب به طنز می‌آید. سه نفر در بازداشتگاه و یک نفر هم در آگاهی همین مطلب را از من سوال کردند و گفتند شما که آشنایی داشتید چرا یک فرمول دیگری برای این عمل پیدا نکردید. من گفتم که اصلاً قصد قتل نداشتم.

در این هنگام قاضی، دادگاه دو دقیقه تنفس اعلام کرد.

سپس نجفی در ادامه دفاعیات خود گفت: ما هم تا شب آخر مشغول کارهای زندگی بودیم. سازمان بازرسی نامه‌ای درباره صندوق ذخیره فرهنگیان که من موسسش بودم نوشته بود. من عصرش دو ساعت وقت گذاشته بودم که پاسخ نامه را بدهم و روز حادثه روی میز بود. روز قبل از آن با دوستانم برای خرید یک آپارتمان صحبت کرده بودیم. اگر قصد قتل داشتم اصلاً این مباحث پیش نمی‌آمد. حتی من چند روز پیش به اخوی خود زنگ زدم و گفتم زندگی ما خوب است.وی افزود: من به این نتیجه رسیده بودم که جدا شویم. می‌خواستم او را قانع کنم. در سال ۶۰ که ترورهای خیابانی وجود داشت اواخر تیر یا اول مرداد ۶۰ بود که رجایی رییس جمهور و باهنر نخست وزیر بود و من هم وزیر فرهنگ بودم. در آن زمان در شورای عالی امنیت تصمیم گیری شد که مسئولان مسلح شوند که اکثراً اسلحه گرفتند و به من کلت برتا داده شد و من هم چند ماهی با خودم میبردم و بعد که فضای کشور آرام شد هیچ وقت اسلحه همراهم نبود و تا سال‌ها بعدش کنترل نکردم و کارت را چک نکردم. اما از طریق دستگاه حراست یا سرتیم محافظان ما این کارت خود به خود تمدید می‌شد و من فکر می کردم که این تمدید مثل گواهینامه ۱۰ ساله است.

آخرین بار در حراست ریاست جمهوری یا تیم حفاطت تمدید شد. من چون هیچ وقت استفاده نمی‌کردم می خواستم آن را برگردانم. حتی در سال ۷۰ وزارت دفاع اسلحه‌های مسلسلی را خودش تولید کرده بود و به وزرا و مسولان هدیه کردند و من دو سه ماه نگه داشتم و سپس خواستم تحویل بدهم. ان موقع همین کلت را هم تحویل دادم ولی آن شخص گفت که شما کلت را نگه دارید، اینکه برای شما زحمتی ندارد و در نتیجه آن را نگه داشتم.وی افزود: زمانی که در منزل با همسر اولم بودم در جایی اسلحه را پنهان کرده بودم تا کسی آن را نبیند اما همسرم از آن خبر داشت اما بعد که به منزلی که برای آن مرحومه گرفته بودم نقل مکان کردم اسلحه را در بخشی از لباس‌هایی که استفاده نمی‌کردم گذاشته بودم و وقتی به این منزل آمدم آن چمدان را باز نکردم. چمدان را جایی گذاشته بودم روی قفسه و کیف‌ها و وسایل دیگر را روی آن گذاشته بودم. مرحومه چند بار از من پرسی که آیا اسلحه را آورده‌ای که گفتم بله. گفت به من یاد بده که من به تعویق می‌انداختم‌.

نجفی افزود: مرحومه روزی به شوخی گفت یک روز اسلحه را بیاور تا خودمان را بکشیم که من هم به شوخی گفتم تو اول مرا بکش و بعد اگر دلت آمد خودت را هم بکش. در نتیجه آقا مهیار هم کنجکاو بود. من برای اینکه کسی به آن دسترسی نداشته باشد چمدان را در آن قفسه گذاشته بودم. کمدی در اتاق خواب من بود که وسایل خصوصی من در آنجا بود.مرحومه وقتی وسایل را می‌آورد اسلحه وسط لباس‌ها بود. گفت این چیست که گفتم اسلحه است. من نمی‌خواستم که با آن ور برویم. آن را گرفتم و روی یکی از قفسه‌های کمد که کنار قرص‌ها بود گذاشتم. هدفم این بود که دوباره اسلحه را پنهان کنم. آن شب ایشان گفت شام بخوریم. با هم به سمت آشپزخانه رفتیم. من یادم رفت خشاب را بردارم و اسلحه را پنهان کنم. روز درگیری وقتی پشت سر ایشان با حالت خشم رفتم چشمم به اسلحه افتاد و گفتم اسلحه را بردارم و به او بگویم که ما کارمان به جای باریک می‌کشد.

این ازدواج با دقت انجام نشده بود

نجفی افزود: امیدوارم توضیحاتم از گمانه زنی‌هایی که به غلط توسط برخی مسئولین و دیگران انجام شده کاسته باشد. من توضیح دادم که این ازدواج بدلیل اینکه با دقت انجام نشده بود من هم مقصر بودم زیرا سنم بیشتر بود و من تجربیات بیشتری داشتم.نجفی در ادامه با بیان یا رب نظر تو برنگردد، گفت: امیدوارم خداوند از گناهان ما درگذرد و امیدوارم دادگاه تصمیم درستی بگیرد. این مصیبت‌ها ممکن است در زندگی همه پیش بیاید.

درخواست رییس دادگاه از اولیای دم برای اعلام گذشت

قاضی کشکولی در ادامه با توجه به دفاعیات نجفی خطاب به مهیار صفری، گفت: وظیفه دادگاه این است که طرفین را به سازش دعوت کند و ما از اولیای دم و وکلای آنان می خواهیم سازش و اعلام گذشت کنند زیرا قصاص یک فرد نمی‌تواند جایگزین قتل مقتوله باشد. گذشت می‌تواند یک فرهنگ عمومی را به نمایش بگذارد و توجه جامعه ما را به جرایم جنایی سوق دهد تا بیشتر مراقب رفتار خود باشند.قاضی کشکولی افزود: یکسری دلایل اتهام مطرح است. بنابراین ممکن است سؤالات تکراری پرسیده شود. بخش‌هایی از صحنه‌های اولیه شما در پلیس آگاهی و صحنه قتل را قرائت می‌کنم. شما گفتید خشاب اسلحه از قبل در سلاح بود و مسلح نبود و روی ضامن قرار داشت. وقتی به سمت حمام رفتم آن را مسلح کردم البته اشتباه کرده و مرتکب قتل شدم. آیا این گفته‌ها را قبول دارید؟نجفی گفت: نمی‌دانم چه شده. هر چه فکر کردم در فاصله اتاق تا حمام کاری جز برداشتن بالش نکردم. اسلحه از قبل مسلح بوده. آنچه در روز اول گفته‌ام به دلیل شرایط نامساعد من بوده و شرایط عادی نداشتم.

قاضی پرسید شما با بکارگیری سلاح آشنایی داشتید چطور مسلح بوده؟ نجفی گفت: در منزل قبلی مسلح بوده و لابلای لباس‌ها گذاشتم اما دقت کافی نکردم خشاب را نخواستم جدا کنم که گم نشود و متاسفانه سلاح مسلح به منزل جدید منتقل شد.قاضی پرسید: مهیار چه ساعتی از خانه خارج شد؟ که نجفی گفت: آژانسی که برای مهیار رزرو کرده بودیم برای ساعت ۹ بود. ۹ و ۵ دقیقه از خانه خارج شد و فکر می‌کنم حدود ۹ و نیم این اتفاق افتاد.قاضی کشکولی پرسید نامه را پس از انجام قتل نوشته‌اید؟ نامه در ۶ صفحه و بار حقوقی داشته است. چطور با آن شرایط روحی دسته بندی شده نوشتید؟ متهم پاسخ داد: من دقت نداشتم بار حقوقی دارد یا نه. یک ربع یا ۲۰ دقیقه نمی‌دانستم چه کنم. در منزل قدم می‌زدم. به نظرم رسید که باید خود را تنبیه و خودکشی کنم. نامه را هم با این غرض نوشتم و آنچه به ذهنم بود را با سرعت نوشتم و قصد و غرض حقوقی نداشتم. وقتی راننده رسید نامه تمام نشده بود. پایین خانه منتظر شد و بعد نامه را به او دادم.

قاضی پرسید قبل از تماس با راننده نامه را نوشته بودید که نجفی گفت: فکر می‌کنم زنگ زدم به راننده و گفتم بیا و شروع کردم به نوشتن و وقتی رسید نامه تمام نشده بود. حدود ۱۰ زنگ زدم و حدود ۱۰ و نیم فکر کنم نامه تمام شد.قاضی گفت پس فکر می‌کنید زمان نوشتن نامه ۳۸ دقیقه طول کشیده درست است؟ نجفی گفت که احتمالاً. چون آخر نامه چیزهایی اضافه کردم و همه نامه بعد از قتل نوشته شد.قاضی پرسید نامه در کیف و در خانه زهرا دخترتان کشف شد. دست نوشته‌ای هم روی میز ناهارخوری به دست آمده در این باره بگویید. در این لحظه دست نوشته به متهم داده شد تا در مورد آن توضیح دهد.نجفی گفت: من این دست نوشته را در تاریخ ۲۰ اسفند سال گذشته نوشته‌ام. اینها مطالبی است که مرحومه به من گفته است.‌قاضی پرسید از تلفن ایشان به دست آوردید؟ نجفی گفت: خیر، خودشان گفته بود.قاضی: چرا روی میز بود؟ نجفی گفت: شاید قاطی وسایلم شده. تعجب می‌کنم جز یادداشت‌های خاص من بود. من بعد از گفت‌وگو با او اینها را می‌نوشتم. ایشان صدای من را ضبط می‌کرد اما من می‌نوشتم و مطالبی است که به من می‌گفته است. دو برگ دیگر به سازمان بازرسی و صندوق ذخیره فرهنگیان را عصر روز قبل از حادثه نوشتم که کاملاً دقیق است.

قاضی کشکولی، گفت: در تاریخ ۱۶ آذر ۹۷ نامه‌ای در پلیس ۱۱۰ موجود است که نشان می‌دهد فردی با هویت محمد علی نجفی به واحد پلیس مراجعه و اظهار کرده که فردی به نام میترا استاد یک سال است همسرش بوده و از ایشان شاکی است. این موضوع را قبول دارید؟ نجفی گفت: وقتی درگیری ما حاد شد دو بار اورژانس را خبر کردم. یک بار به صورت سطحی دستش را با تیغ بریده بود که به اورژانس گفت مسئله جدی نیست اما چون در تماس با اورژانس گفته شده بود خودزنی است اورژانس پلیس را خبر داده بود و این نامه مربوط به آن موقع است.در این لحظه قاضی پرونده میترا استاد اعلام کرد که نمایشی از لحظه ورود و خروج محمدعلی نجفی در روز حادثه وجود دارد که در دادگاه به نمایش گذاشته شد.قاضی از متهم پرسید در آن روز چه لباس به تن داشتی که متهم پاسخ داد: تیشرتی که شب قبل به تن داشتم، طوسی تیره رنگ بود و رویش کت و شلوار طوسی پوشیدم و با همان لباس به آگاهی رفتم. کیف برزنتی کوچکی که متعلق به مرحومه بود را برداشتم و خالی کردم و اسلحه را در یک جانماز پیچیدم و در کیف گذاشتم و با خود به قم بردم.

در این لحظه فیلم ورود محمدعلی نجفی به آسانسور ساختمان مسکونی‌اش پس از وقوع قتل به نمایش گذاشته شد که در آن نشان داده شد متهم با تیشرت تیره طوسی و کت و شلوار و در حالی که کیف به دست چپش بود وارد آسانسور شده و پس از لحظه‌ای از آن خارج شده است.قاضی پرسید این فیلم را قبول دارید خودتان هستید؟ نجفی گفت: بله در طبقه پارکینگ پیاده شدم چون می‌خواستم در خیابان کمی قدم بزنم و فکر کنم. وقتی در شرایط بد روحی قرار می‌گرفتم و معمولاً به قم می‌رفتم و با همین نیت هم رفتم. وقتی وارد صحن می‌خواستم بشوم فردی به من تسلیت گفت و فهمیدم خبر پخش شده است. فردی می‌خواست سلفی بگیرد و می‌گفت در تهران دنبال شما می‌گردند اما گویا از پشت سرم عکس را گرفت و من در جریان آن نبودم.قاضی پرسید در چه ساعتی؟ متهم پاسخ داد: حدود ۱۶ و ۳۰. وقتی به تهران رسیدم از تلفن راننده استفاده کردم. به نظرم رسید خانواده‌ام باید باخبر شوند. زنگ زدم با دخترم حرف زدم و گفتم نگران نشوند و گفتم به آگاهی مرکزی می‌روم. جلوی آگاهی با موتور یک مامور وارد شدم به همین دلیل افسر نگهبان من را ندید. اسلحه‌ام را هم به همین افسر دادم.

نجفی در پاسخ به سوال قاضی که آیا اظهارات خود را در مرحله تحقیقات مقدماتی قبول دارید؟ گفت: سوالات از من خیلی زیاد بود. من روز اول و دوم زیاد به خودم تسلط نداشتم تا آنچه برای خودم افتاده را تجزیه و تحلیل کنم.نجفی گفت: همان شب که خودم را معرفی کردم از من خواستند با صدا و سیما مصاحبه کنم، چون گفتند شایعه شده شما از کشور خارج شدید و رفتید و چون آن عکس هم در آگاهی منتشر شده بهتر است مصاحبه کنید که من هم به این دلیل مصاحبه کردم.متهم این پرونده با اشاره به اظهارات وکلای اولیای دم، گفت: وکیل گفت که من عنوان مهدورالدم را در دفاعیاتم به کار بردم اما من بکار نبردم و حتی اگر به آن معتقد هم باشم بنا نیست خودم او را به قتل برسانم.وی افزود: همچنین گفته شده که من گفته‌ام ایشان پرستو است اما من لفظ پرستو را به کار نبردم. این را بعضی در فضای مجازی نوشته‌اند که باید از خودشان بپرسید با چه انگیزه‌ای نوشته‌اید.نجفی با اشاره به اظهارات وکلا درمورد فروش خودرو و حساب‌های بانکی، گفت: ما قصد داشتیم با پول‌هایی که من قرض می‌کنم بتوانیم یک خانه بخریم که پول‌ها به آن خانه مورد نظر و در آن منطقه که مورد نظر مرحومه بود هم نمی‌رسید و به پول حساب‌ها هم کسی دست نزده است.

وی با بیان اینکه آنچه که می‌گویم برای تبرئه خودم نیست، گفت: من حتی گفتم دوست دارم قصاص شوم تا اینکه احساس گناه در محضر الهی بخشیده شود.وی تاکید کرد: من حتی نمی دانستم گلوله به دست ایشان هم خورده است. در آگاهی از دو چیز تعجب کردم یکی اینکه گفتند تو خودت گلوله خوردی؟ که گفتم نه. همچنین گفتند به دستش هم گلوله زدی که باز هم گفتم نه. گفتم فقط گلوله آخر به او خورد.نجفی گفت: من ایشان را دوست داشتم و او هم من را دوست داشت. حتی اگر کسی همسر خود را به طور عادی از دست دهد مدتی طول می‌کشد که خود را با شرایط تنظیم کند.

در ادامه جلسه دادگاه قاضی محمدی کشکولی از سرگرد عزتی راد کارشناس اسلحه خواست تا با حضور در جایگاه نظرات کارشناسی خود را درباره اسلحه و نوع کاری و طریقه قتل مقتوله را تشریح کند.رییس دادگاه قبل از حضور سرگرد عزتی در جایگاه خطاب به نجفی گفت: این اسلحه از طرف کدام سازمان یا نهاد دولتی در اختیار شما قرار گرفته است؟ نجفی گفت: دقیقاً نمی‌دانم ممکن است از طریق سپاه یا کمیته باشد، اما با توجه به اینکه محافظان من از کمیته انقلاب اسلامی بودند احتمال دارد مربوط به کمیته باشد.رییس دادگاه با نشان دادن برگه مجوز اسلحه از نجفی خواست تا هویت آن را تایید کند که متهم برگه مجوز اسلحه را تایید کرد و معلوم شد که اسلحه و مجوز آن مربوط به حفاظت اطلاعات ارتش است.

قاضی کشکولی خطاب به نجفی گفت: اسلحه شما در سال ۷۷ توسط حراست سازمان برنامه و بودجه در اختیار شما قرار گرفته است. نجفی در پاسخ گفت: درست است در آن سال چون سازمان برنامه و بودجه بودم از طریق حراست اسلحه مرا به دلیل اینکه دچار اشکالاتی بوده است تعویض کردند.در ادامه سرگرد عزتی راد با تشریح روز حادثه، گفت: نوع اسلحه برتا، ساخت کشور ایتالیا و خشاب آن ظرفیت ۱۳ فشنگ دارد. در روز حادثه ۵ گلوله توسط سلاح شلیک شده که ۳ گلوله آن به دیوار و سپس به سقف خانه کمانه کرده است. یک گلوله آن به کمد چوبی رو به رو مستقیم اصابت کرده و یک گلوله دیگر آن بعد از اصابت به دست مقتوله به سینه او نیز اصابت کرده است و طی مسیری در بدن در پهلوی آن گیر کرده است.این کارشناس اسلحه افزود: ۵ پوکه شلیک شده از این اسلحه نیز در صحنه جرم پیدا شده است.در ادامه قاضی از نجفی خواست تا یکبار دیگر نحوه شلیک گلوله‌ها را تشریح کند که متهم نجفی با تایید نظرات کارشناس اسلحه، گفت: توضیحات سرگرد عزتی راد نشان داد که ۴ گلوله به دیوار و سقف اصابت کرده است و بار دیگر تاکید می‌کنم که هیچ قصدی برای قتل نداشتم.در ادامه قاضی از سرگرد عزتی راد خواست تا نظر قطعی خود را بیان کند.

سرگرد عزتی راد گفت: بررسی‌های کارشناسی ما نشان می‌دهد که متهم هنگام تیراندازی، دستش تعادل نداشته زیرا ۳ گلوله آن به فاصله نزدیک به هم، به دیوار و سپس به سقف حمام کمانه کرده است و نشان می‌دهد که ۳ گلوله به دیوار و یک گلوله مستقیم به کمد چوبی رو به رو و تنها یک گلوله در کش و قوس‌های به وجود آمده به دست و سپس به بدن مقتول اصابت کرده است.وی در پاسخ به سوال قاضی که شما در گزارش خود اشاره کرده‌اید که اگر گلوله در فاصله یک یا ۵ متر شلیک شده باشد باید از بدن مقتول خارج می‌شد؟ گفت: بررسی‌های ما نشان می دهد که مقتوله ورزشکار و یا از یک اندام ورزیده برخوردار بوده زیرا گلوله باید از پهلوی او خارج می‌شد.قاضی کشکولی خطاب به متهم گفت: در عرف برای صحبت کردن اسلحه نمی‌برند.نجفی گفت: بله قبول دارم اما چون چند باری گفته بود ته راه ما به خون می‌رسد می‌خواستم این را نشان بدهم.قاضی کشکولی گفت: نیازی به استفاده از بالش نبود.نجفی گفت: وقتی بالشت را برداشتم نظرم این بود که وقتی وارد می‌شوم اسلحه را نبیند چون فکر می‌کردم در وان یا زیر دوش است و می‌توانم با او حرف بزنم.قاضی خطاب به متهم گفت که دقیقاً بگویید چه مطالبی را در آن لحظه به او گفتید.

نجفی گفت: خیلی کوتاه بود گفتم میترا تا کی می‌خواهی این بحث را تمام کنی؟ کارمان دارد به جاهای باریک می‌کشد.ایشان هول شد و دیگر نتوانستیم حتی حرف یا بحثی کنیم. گفت علی غلط کردم به خدا حلش می‌کنم، اما به من فشار که آمد گلوله شلیک شد و بالش افتاد. یادم است دو تا سه بار گفتم دستم را ول کن و آن گلوله‌ها غیرارادی زده شد. در بازداشت فکر می‌کردم که صحنه را برای خودم بازسازی کنم اما نتوانستم.قاضی پرسید: آیا از مقتوله تقاضای دیگری داشتی حتی در ذهن خود؟نجفی گفت: به دنبال این بودم به توافق برسیم.قاضی گفت: عوامل بررسی صحنه جرم در حمام، تا لحظه جابه‌جا شدن جسد خونی ندیده‌اند اما در کف حمام تا درب اتاق لکه‌هایی از خون که خشک شده بود دیده شده، به نظر شما متعلق به کیست؟متهم پاسخ داد: قطعاً مال مرحومه است. من دو بار در وان نشستم و در خانه قدم زدم و حدس می‌زنم از آخرین گلوله و اولین گلوله که به دستش خورد خون ریخته شده و وقتی نشستم قوزک پای چپم و قسمت چپ شلوارکم خونی شد. البته من متوجه خون پایم نشدم و وقتی راننده‌ام من را دید و گفت فهمیدم.قاضی خطاب به متهم پرسید: چه زمانی فهمیده‌اید که میترا استاد فوت شده است.نجفی گفت: بلافاصله در وان افتاد، در حد ۳۰ ثانیه؛ منگ بودم، اسلحه را جلوی آینه گذاشتم و دستم را به رویپیشانی‌اش کشیدم و دیدم تکان نمی‌خورد، متوجه شدم فوت شده و دو بار هم در کنارش نشستم.

در همین لحظه سرگرد عزتی راد کارشناس ارشد اسلحه، گفت: در دو صورت تر و خشک، گاز باروت برداشت شده که نتیجه آن نشان‌دهنده این است که متوفی به متهم نزدیک بوده و گاز باروت در دستان متوفی نشسته و به همین دلیل استنباط درگیری داده شده است. همچنین اسلحه را تست کرده و در سیستم سابقه استفاده از آن را بررسی کردیم که نتیجه‌ای به دست نیامد. من از متهم سؤالی دارم، گروه خونی ایشان چه است؟نجفی پاسخ داد: من B مثبت هستم.قاضی دادگاه گفت: در پرونده بالینی سابقه خودکشی داشته‌اید، اگر تمایل دارید از آن بگویید.نجفی گفت: در آبان ۹۷ همین اختلافات و بحث‌ها را که می‌دیدم و دیدم توافقی در طلاق نیست تصمیم گرفتم خود را تنبیه کنم اما بعد از اطلاع از عقوبت آن پشیمان شدم و در یکی از هتل‌های تهران تعدادی قرص خوردم تا کسی من را پیدا نکند و بعد خواستم رگ دستم را بزنم اما بلافاصله از حال رفتم و بعد از دو روز من را در هتل پیدا کردند.قاضی گفت: اثر ۴ بریدگی در دست چپ همسر دومتان دیده شده از آن مطلع بودید؟نجفی گفت: به من گفته بود که در زندگی با همسر اولش سه بار خودکشی کرده، یکبار رگ دست چپش را زده و دو بار نیز قرص خورده است.

دانلود اهنگ Blank Space از TAYLOR SWIFT با دو کیفیت 128 و 320

دانلود آهنگ بسیار زیبا و جدید Blank Space از TAYLOR SWIFT با لینک دانلود مستقیم

دریافت آهنگ های TAYLOR SWIFT به راحتی در سایت آرت موزیک

دانلود موزیک Blank Space با کیفیت فوق العاده بالا و لینک دانلود مستقیم

به همراه کد آهنگ برای پخش در وبسایت و وبلاگ شما و پخش انلاین جهت انلاین گوش دادن

این آهنگ از تک آهنگ های TAYLOR SWIFT هست

دانلود آهنگ Blank Space از TAYLOR SWIFT

آرت موزیک بهترین سایت جهت دانلود آهنگ جدید ایرانی Blank Space از TAYLOR SWIFT

Art Music Best Website For Download Persian Songs

Nice to meet you, where you been?

I could show you incredible things

Magic, madness, heaven, sin

Saw you there and I thought

Oh my God, look at that face

You look like my next mistake

Love’s a game, wanna play?

New money, suit and tie

I can read you like a magazine

Ain’t it funny, rumors fly

And I know you heard about me

So hey, let’s be friends

I’m dying to see how this one ends

Grab your passport and my hand

I can make the bad guys good for a weekend

So it’s gonna be forever

Or it’s gonna go down in flames

You can tell me when it’s over

If the high was worth the pain

Got a long list of ex-lovers

They’ll tell you I’m insane

‘Cause you know I love the players

And you love the game

‘Cause we’re young and we’re reckless

We’ll take this way too far

It’ll leave you breathless

Or with a nasty scar

Got a long list of ex-lovers

They’ll tell you I’m insane

But I’ve got a blank space, baby

And I’ll write your name

Cherry lips, crystal skies

I could show you incredible things

Stolen kisses, pretty lies

You’re the King, baby, I’m your Queen

Find out what you want

Be that girl for a month

Wait, the worst is yet to come, oh no

Screaming, crying, perfect storms

I can make all the tables turn

Rose garden filled with thorns

Keep you second guessing like

“Oh my God, who is she?”

I get drunk on jealousy

But you’ll come back each time you leave

‘Cause, darling, I’m a nightmare dressed like a daydream

So it’s gonna be forever

Or it’s gonna go down in flames

You can tell me when it’s over

If the high was worth the pain

Got a long list of ex-lovers

They’ll tell you I’m insane

‘Cause you know I love the players

And you love the game

‘Cause we’re young and we’re reckless

We’ll take this way too far

It’ll leave you breathless

Or with a nasty scar

Got a long list of ex-lovers

They’ll tell you I’m insane

But I’ve got a blank space, baby

And I’ll write your name

Boys only want love if it’s torture

Don’t say I didn’t say, I didn’t warn ya

Boys only want love if it’s torture

Don’t say I didn’t say, I didn’t warn ya

So it’s gonna be forever

Or it’s gonna go down in flames

You can tell me when it’s over

If the high was worth the pain

Got a long list of ex-lovers

They’ll tell you I’m insane

‘Cause you know I love the players

And you love the game

‘Cause we’re young and we’re reckless

We’ll take this way too far

It’ll leave you breathless

Or with a nasty scar

Got a long list of ex-lovers

They’ll tell you I’m insane

But I’ve got a blank space, baby

And I’ll write your name

درصورت نبودن یا مشکل داشتن لینک دانلود لطفا ما را از طریق نظرات مطلع کنید

ساخت تراشه‌ای که از اینترنت6Gپشتیبانی می‌کند

 مهندسان “دانشگاه کالیفرنیا، ارواین”(UCI)، یک فرستنده- گیرنده بی‌سیم ابداع کرده‌اند که می‌تواند فرکانس‌های رادیویی را تا ۱۰۰ گیگاهرتز افزایش دهد که چهار برابر سرعت استاندارد ۵G( نسل پنجم شبکه تلفن همراه) است.این ابزار، یک تراشه سیلیکونی به اندازه ۴.۴ میلی‌متر است که به خاطر ساختار منحصر به فرد خود، می‌تواند سیگنال‌های دیجیتالی را با سرعت قابل توجه و کارایی بیشتر پردازش کند.”پیام حیدری”(Payam Heydari)، استاد مهندسی برق و علوم رایانه دانشگاه کالیفرنیا، ارواین و نویسنده ارشد این پژوهش گفت: ما تراشه خود را “فراتر از جی 5″(beyond 5G) نامیده‌ایم زیرا میزان سرعت و داده‌های ادغام شده‌ای که می‌توانیم به آنها دست یابیم، بسیار بالاتر از قابلیت ابزار بی‌سیم کنونی است.

وی افزود: پژوهشگران و مهندسان، برای مدت‌های طولانی قصد داشتند بدانند که آیا سیستم‌های بی‌سیم می‌توانند عملکرد و سرعت بالایی هم اندازه شبکه‌های فیبر نوری داشته باشند یا خیر. اگر چنین امکانی به ثمر برسد، صنعت مخابرات را دگرگون خواهد کرد زیرا زیرساخت‌های بی‌سیم می‌توانند مزایای بسیاری را به همراه داشته باشند.حیدری و گروهش، پاسخ این سوال را در ابداع یک فرستند-گیرنده جدید یافتند که بتواند از استانداردهای نسل پنجم شبکه تلفن همراه (که در فرکانس ۲۸ تا ۳۸ گیگاهرتز کار میکند) پیشی بگیرد و به استاندارد ۶G که در فرکانس ۱۰۰ گیگاهرتز یا بالاتر کار می‌کند.”حسین محمدنژاد”(Hossein Mohammadnezhad)، از فارغ‌التحصیلان دانشگاه کالیفرنیا، ارواین گفت: “کمیسیون ارتباطات فدرال”(FCC)، اخیراً امکان دسترسی به پهنای فرکانس بالای ۱۰۰ گیگاهرتز را فراهم کرده است. فرستنده- گیرنده ما، نخستین نمونه‌ای است که می‌تواند قابلیت‌های قابل توجهی را در این حوزه فراهم کند.

داشتن فرستنده‌ها و گیرنده‌هایی که می‌توانند امکان انتقال داده را در فرکانس بالا فراهم کنند، در عصر جدید فناوریهای بی‌سیم که تحت سیطره اینترنت اشیا، خودروهای خودران و پهنای باند گسترده برای تماشای ویدئوهای باکیفیت بالا و غیره قرار دارد، حیاتی به نظر می‌رسد.حیدری ادامه داد: تغییر فرکانس سیگنال‌ها با کمک اصلاح فرستنده- گیرنده‌ها، پیش از این با پردازش دیجیتالی صورت می‌گرفت اما مهندسان در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند تا محدودیت‌های فیزیکی این روش را بررسی کنند.این گروه پژوهشی، تراشه‌ای را به کار برده‌اند که می‌تواند با اصلاح بیت‌های دیجیتال در دامنه آنالوگ و فرکانس رادیویی، نیاز به پردازش دیجیتالی را برطرف کند.حیدری اضافه کرد: این فرستنده- گیرنده منحصر به فرد می‌تواند علاوه بر انتقال سیگنال‌های دیجیتالی با فرکانس ۱۰۰ گیگاهرتز، به مصرف کمتر انرژی کمک کند زیرا نسبت به سیستم‌های کنونی، به انرژی و هزینه کمتری نیاز دارد؛ در نتیجه تهیه آن برای مصرف‌کنندگان بازار تجاری، ساده‌تر است.وی افزود: نوآوری ما می‌تواند نیاز به کابل‌های فیبر نوری را در مراکز انتقال داده فراهم کند؛ در نتیجه امکان انتقال بی‌سیم با سرعت بسیار بالا و صرفه‌جویی در هزینه‌ها فراهم می‌شود.

«بازی تاج و تخت» باز هم رکورد زد

 آخرین فصل از سریال «بازی تاج و تخت» محصول کمپانی «HBO» با کسب نامزدی در ۳۲ شاخه از هفتاد و یکمین دوره از جوایز تلویزیونی امی، رکورد نامزدهای کسب شده توسط یک سریال تلویزیونی در یک سال را به نام خود ثبت کرد.«بازی تاج و تخت» علاوه بر نامزدی در شاخه بهترین سریال درام که پیش از آن چهار بار برنده آن شده در شاخه‌های بازیگری نیز برای نقش‌آفرینی «کیت هارینگتون»، «امیلیا کلارک»، «پیتر دینکلج»، «نیکلای کاستر والدو»، «آلفی آلن»، «لنا هیدی»، میزی ویلیامز»، «سوفی ترنر»، جیوندلین کریستی» و «گارسیا ون هوتن» نامزد کسب جایزه شد.پس از سریال «بازی تاج و تخت» که با نامزدی در ۳۲ شاخه پیشتاز نامزدهای این جوایز است، سریال «خانم میزل شگفت‌انگیز» محصول آمازون با ۲۰ نامزدی و سریال معروف «چرنوبیل» دیگر محصول «HBO» با ۱۹ نامزدی، پیشترین تعداد نامزدی را به خود اختصاص دادند.

محصولات شبکه «HBO» در جوایز امی ۲۰۱۹ در مجموع در ۱۳۷ شاخه نامزد کسب جایزه شدند تا این کمپانی رکورد قبلی خود را در سال ۲۰۱۵ با ۱۲۶ نامزدی بهبود ببخشد. محصولات کمپانی نتفلیکس نیز در جوایز امی امسال در ۱۱۷ شاخه شانس کسب جایزه دارند و محصولات «NBC» و آمازون نیز به ترتیب در ۵۷ و ۴۷ شاخه نامزد شده‌اند.در شاخه بهترین سریال درام «بهتره به سول زنگ بزنی»، «بادیگارد»، «کشتن ایو»، «اوزارک»، «پوز»، «جانشینی» و «این ما هستیم» در کنار «بازی تاج وتخت» برای کسب جایزه رقابت می‌کنند و در شاخه بهترین سریال کمدی نیز «باری»، «وپ»، «جای خوب» و «عروسک روسی» در کنار «خانم میزل شگفت‌انگیز» مهم‌ترین نامزدها هستند.سریال «چرنوبیل» نیز در شاخه بهترین مینی سریال‌ها باید برای کسب جایزه به «فرار از دانمورا»، «چیزهای تیز»، «چرا آنها ما را می‌بینند» و «فاس / ‏‬وردون» رقابت کند.مراسم معرفی برندگان و اعطای جوایز هفتاد و یکمین دوره جوایز امی موسوم به اسکار تلویزیونی روز ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) برگزار می‌شود.

گرمای هوای پایتخت


عکس از: مریم کامیاب



کد آمار